نخواست او به من خسته ـ بيگمان ـ برسد شکنجه بيشتر از اين؟ که پيش چشم خودت کسي که سهم تو باشد، به ديگران برسد چه ميکني، اگر او را که خواستي يک عمر به راحتي کسي از راه ناگهان برسد... رها کني، برود، از دلت جدا باشد به آنکه دوستتَرَش داشته، به آن برسد رها کني، بروند و دو تا پرنده شوند خبر به دورترين نقطة جهان برسد گلايهاي نکني، بغض خويش را بخوري که هقهق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که... نه! نفرين نميکنم، نکند به او، که عاشق او بودهام، زيان برسد خدا کند فقط اين عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد........
سلام خوشحال ميشم بهم سر بزني به سختي نفس ميكشم خسته شدم مطمعن باش ازمن تنها تر نيستي.