سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
تنهاترین عاشق

چفیه ام کو؟

چه کسی بود صدا زد:هیهات!

عشق من کو؟

مهربان مونس شب تا به سحر گاهم کو؟

چفیه ی شاهد اشکم به کجاست؟

من چرا واماندم؟

ما من این دل طوفانی بی ساحل کو؟

ای سحرگاه!تو را جان شمیم نرگس

چفیه منتظر صبح کجاست؟

تربت کرب و بلا!

تو بگو چفیه ی سجاده چه شد؟

ای مفاتیح!

بگو همدم دیرینه ی نجوایت کو؟

آی مردم!به خدا می میرم.

مرگ بی چفیه!؟خدایا هیهات!

چفیه ام را به دلم باز دهید.

عهد ما،عهد وفا بود و صفا بود و ابد!

گر چه من بد کردم،ولی ای چفیه!

بدان،بی تو دلم میمیرد!!


نوشته شده در شنبه 89/5/30ساعت 2:27 عصر توسط علی نظرات ( ) | |

در سایه ی دیوار دلم بنشستم

دیدم که گلی در ته دیوار شکفت

گفتم تو کدامین گل زیبا،هستی؟

بر قلب و تن و باطن من پیوستی؟

گفتا که منم عشق حسین و عباس

افسوس فقط وقت محرم تن و جسمم پیداست


نوشته شده در شنبه 89/5/30ساعت 2:12 عصر توسط علی نظرات ( ) | |

ای به داد من رسیده تو روزهای خودشکستن           

                                           ای چراغ مهربونی تو شبهای وحشت من

ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید

                                           تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید

اگه باشی یا نه باشی برای من تکیه گاهی

                                           میون این همه دشمن تو رفیقی جون پناهی

یاور،همیشه مومن تو برو سفر سلامت

                                           غم من مخور که دوریت برای من شده عادت

ناجی عاطفه ی من شعرم از تو جون گرفته

                                           رگ خشک بودن من از تنه تو خون گرفته

اگه مدیون تو باشم اگه از تو باش جونم

                                           قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم

 


نوشته شده در شنبه 89/5/30ساعت 2:5 عصر توسط علی نظرات ( ) | |

به نام آنکه بر وجود انسان دمید  

و به نام آنکه دل را آفرید

تا پدیده ای چون عشق را معلول آن کند

پس به نام پروردگار عشق و

به نام پروردگار هستی

سلام به همه دوستان عزیز

 

زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم

 

سعی کن دریابی که مسافری آسمانی هستی و فقط برای لحظه ای کوتاه در این جا به سر می بری، و سپس روانه ی دنیایی دلفریب و بی نظیر می شوی. فکرت را به این زندگی کوتاه و این زمین کوچک محدود نکن. عظمت روحی را که درون توست، به یاد داشته باش.

 

 


نوشته شده در جمعه 89/5/29ساعت 12:52 صبح توسط علی نظرات ( ) | |

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
 صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
 می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
 هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
 بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
 نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
 خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
 بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
 خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
 وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
 کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
 خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
 چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
 خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
 خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
 خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
 که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
 خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
 تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

نوشته شده در جمعه 89/5/29ساعت 12:46 صبح توسط علی نظرات ( ) | |

<!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd">
<html xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml">
<head>

<title><-BlogAndPostTitle-></title>
      <meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">
      <meta name="keywords" content="<-BlogAndPostTitle->,<-BlogId

ادامه مطلب...

نوشته شده در چهارشنبه 89/5/27ساعت 10:5 صبح توسط علی نظرات ( ) | |

کاش می شد هیچ کس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودم با تو می میرم

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود !

سالیان سال تنها مانده ام

کاش روز دیدنت فردا نبود !

من برای عشق ورزیدن کمی دیر آمدم

من پر از دردم غریبم سخت دلگیر آمدم

کاش باران می شدی بر این شوره زار

کاش من هرگز نبودم از نگاهت شرمسار

خیلی دلم تنگه برات، چند روزه که ندیدمت

میون این آدمکا، تو گل بودی که چیدمت

هر وقت که دلتنگ میشدم، من پیش تو می اومدم

همش می گم منم میام، ولی هنوز نیومدم

نمی دونم وعده ما، چه وقت دوباره میرسه؟

خدا باید کمک کنه، دستام به دستات برسه

حالا توی تنهائیام، بازم میگم "دوست دارم"

از گفتن دوست دارم، ترس و ابایی ندارم

خدا مگه به من بده، یه صبر ایوب دیگه

باشه بازم صبر می کنم، به شرطی که یادت نره

یادت نره صبوریمو، غم دل و تنهائیمو

باید یه کاری بکنی، یادم بره خستگیمو

منم یه روز میرم سفر، از آدما دل می کنم

آهای آهای آدمکا، به من بگین چیکار کنم؟

هر روز یکی میره سفر، باز منو تنها میذاره

منم میخوام برم سفر، اما باید اون بذاره

خدای مهربون من، میگم که هر جا تو بخوای

اگه بخوای صبر می کنم، اگه فقط اینو می خوای!

دنیا محل گذره، بخوای نخوای می گذره

مهم اینه که هر کسی ، چه چیزی داره می بره

یادت باشه ما قطره ها، از اولش قطره بودیم

شاید هنوزم یادته، برای اون بنده بودیم

دنیا ما رو بازی گرفت، شیوه طنازی گرفت

اونقد به ما قشنگی داد، تا نامه راضی گرفت

دنیا به ما وفا نکرد، با دلخوشی رها نکرد

واسه فراوموشی ما، بیا ببین چیا نکرد

یه رو زبه اون آدمکا، من و تو پشت پا زدیم

گفتیم باید رها بشیم، بسه ما هر چی کشیدیم

بسه دیگه ، تمو دیگه ، بسه باید بیدار بشیم

باید روی موجای عشق، بشینیم و سوار بشیم

موجا که ما رو میبره، دریا حالا منتظره

منتظره تا برسیم، که ناز ما رو بخره

وقتی منم یه روز میام، گریه که معنا نداره

چرا باید اشک بریزم، حالا دلم خدا داره

تا وقتی که با اون باشم، غصه و غم جا نداره

دنیای خالی واسه من، جلوه زیبا نداره

دنیا فقط یه کوره راهست، از اون یه توشه ور دارم

توشه ای از عشق خدا، بغیر این من چی دارم؟

اگه ازم قبول کنی ، وعده دیدار بذارم

اگه منو قبول کنی، از بی کسی غم ندارم

غم ندارم چون می دونم ، خیلی خوب و مهربونی

فقط تویی که می تونی، حرف دلم روبخونی

حالا یکی از اون بالا ، داره تماشا می کنه

این چهره غمزده رو ، یک شبه زیبا می کنه

حالا دیگه غم ندارم، تو زندگیم کم ندارم

هر چی میگن بذار بگن، بازم میگم" دوست دارم


نوشته شده در یکشنبه 89/5/24ساعت 12:7 صبح توسط علی نظرات ( ) | |

من منتظرت شدم ولی در نزدی

بر زخم دلم گل معطر نزدی

گفتی که اگر شود می آیم اما

مرد این دل و آخرش به او سر نزدی

نامه عاشقانه

عکس عاشقانه

عکس عاشقانه


نوشته شده در شنبه 89/5/23ساعت 11:51 عصر توسط علی نظرات ( ) | |

 رفتنیم رفتنیم باید برم باید برم                         

 باید که تنها بمونم آوازه غم رو بخونم

شاید که رفتنم منو از یاد شما ببره                     

 ولی شما تو قلبمی نهایته شکستنه

حالا که من دارم میرم بزار یه چیزیرو بگم             

 بعدش آرومو بیخیال تو غربت آروم بگیرم

من میرمو مونده برام یه جفت سوال بی جواب    

چرا باید خسته بشم یا که دلم باشه کباب

این زمونه تو غربتش برای من جایی داره

دارم میرم که اینطوری قلبتون آروم بمونه

خوب می دونم که اینطوری صدای شعرم می پیچه

تو جاده تنهایی ا یه میلاد آروم بشینه

خوب آخره قصمونه باید تمومش بکنم

خدا نگهدار شما اینجا تمومش میکنم


نوشته شده در شنبه 89/5/23ساعت 11:47 عصر توسط علی نظرات ( ) | |

من عاشقت هستم نگو که منو نمیخوای وقتی که با یک لحظه دیدن قلبم به لرزه افتاد باید بودی و میدیدی که چگونه دلم برای تو میلرزید و سخت عاشقت شده

در این روزهای سخت فقط با یک دیدن عاشقت شدم نگو که دوستم نداری نگو که عاشقم نشدی نگو که با من نمیای نگو که جایی داخل قلبت ندارم چون سخت

مریض و بیمار عشقت شدم نیستی که ببینی چقدر تنهام نیستی نیستی نیستی ببینی که چقدر درد تنهایی میکشم نیستی نیستی نیستی وای بر من که چنین

عاشق شدم وای برمن که نگفتم عاشقتم وای بر من که با اولین دیدار تو را در قلب خود جای دادم تا کسی دیگر جای تو را نگیرد وای بر من که چنین تنهایم به من

بگو که چرا دوستم نداری به من بگو که چرا باید برای دیدار دوباره تو اشک بریزم به من بگو به من بگو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


نوشته شده در شنبه 89/5/23ساعت 11:5 صبح توسط علی نظرات ( ) | |

   1   2      >

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ